ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
67
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
عمدهء مؤلّفات بطلميوس را در تكامل نوشتههاى عربى بپذيريم . دست كم سه تأليف ديگر به نام بطلميوس در جهان عرب رواج گرفته بود . در مقابل جذب كامل ميراث يونانى در ميدان جغرافيا عجيب نبود كه نفوذ هندى و ايرانى كه پيش از آن استوار بود به صف دوم عقب نشينى كند . ولى كار در حدود جذب كامل به صورت ترجمه يا اقتباس متوقف نماند ، بلكه به مرحلهء ديگر رسيد . بتّانى حق داشت كه گفته بود : بطلميوس كسان را پس از خود به « امتحان و دقّت » فرا خواند . در اين دوران بخصوص ، عربان نظريّات دانش يونانى را در تحقيقات خود با عمل تطبيق كردند و اهميّت اين كار از حدود عصرشان بسيار پيشتر رفت زيرا به محاسبهء خطّ نصف النهار توفيق يافتند و عرضها و طولهاى جغرافيايى را ضبط كردند و ، بر اساس مراجعهء انتقادى به حاصل كار اسلاف ، زيجهاى مستقلى بنياد نهادند و نقشههايى رسم كردند كه به كمال از نمونههاى يونانى كم نبود . توصيفى كه از اين نقشهها كردهاند از آن مايهء داستانيى كه موجب ترديد دربارهء امكان وجود نقشههاى اسلامى به دوران پيش از اين شده بود ، به كلى بر كنار است . عربان چندان رشد در خود يافتند كه در صدد برآمدند تجربه اراتستن را دربارهء اندازه گيرى درجات خط نصف النّهار تكرار كنند . گويا جسارتى كه معمولا نمايندگان همهء تمدنهاى جوان از آن بهرهورند بدين كار وادارشان كرد . 121 با صرف نظر از نتايج كار ، همين اقدام به خودى خود در خور توجّه است ، بخصوص اگر به ياد بياوريم كه در قديمترين روزگاران فقط سه تجربه مستقل دربارهء اندازهگيرى زمين انجام شده كه يكى را اراتستن و ديگرى را بطلميوس و سومى را مسلمانان كردهاند و همهء اطّلاعات اروپاى قرون وسطا در اين زمينه بر اين تجربهها استوار است . 122 براى اين محاسبه ، صحراى ميان تدمر و رقّة را بر ساحل فرات ، و درهاى را در سرزمين جزيره به نزديك سنجار ، ما بين دو درجهء عرض 35 و 36 شمالى برگزيدند . 123 گروه متصدّى كار پس از اجتماع در نقطهء مركزى به دو دسته شدند ، كه يكى بر خط نصف النهار با بعد يك درجه به سوى جنوب رفت و ديگرى همين مسافت را به سوى شمال پيمود ، آنگاه به نقطهء آغاز برگشتند و از مقايسهء نتايجى كه به دست آمده بود نتيجهء نهايى را به دست آوردند . اين تجربه به سال 827 / 212 ه . انجام گرفت و روايات مربوط به آن از يك سو دستخوش آشفتگى و از سوى ديگر زير نفوذ تخيّل است . ابن يونس ، يكى از منجّمان اواخر قرن دهم / چهارم ه . ، نقل مىكند كه يكى از دو گروه اندازهء يك درجه را پنجاه و هفت ميل تعيين كرده بود ، در صورتى كه گروه ديگر آن را پنجاه و شش ميل و يك چهارم تعيين كرده بود ، و وقتى نتيجه را به مأمون عرضه كردند رقم ميانه را كه پنجاه و شش ميل و دو سوم ميل بود اختيار كرد . 124 به احتمال قوى اين گونه معضلات خالى از مايهء داستانى نيست ، ولى بايد بگوييم كه پارهاى از منجّمان با اطّلاع از روش اين محاسبه به نتايجى رسيدهاند كه به كمك آن